پرت كردن باران آلودگی خورشید اتومبیل

پرت كردن: باران آلودگی خورشید اتومبیل الکتریکی دنیای خودرو

گت بلاگز اخبار ورزشی و نتایج مسابقات سقوط تدریجی الماس سیاه , درباره «ماریو بالوتلی»

بالوتلی خیلی سریع هنر نهفته را بروز داد و استعداد شگفت انگیز در فوتبال را به رخ اطرافیان کشید. او کارش را در کلوب لومتزانه شروع کرد. به سرعت به تیم مهم راه یافت

سقوط تدریجی الماس سیاه , درباره «ماریو بالوتلی»

درباره «ماریو بالوتلی»؛ سقوط تدریجی الماس سیاه

عبارات مهم : زندگی

بالوتلی خیلی سریع هنر نهفته را بروز داد و استعداد شگفت انگیز در فوتبال را به رخ اطرافیان کشید. او کارش را در کلوب لومتزانه شروع کرد. به سرعت به تیم مهم راه یافت و در سری C ایتالیا به میدان رفت. روند رعدآسای ترقی ملموس بود.

به گزارش هفته نامه چلچراغ ، ماریو بالوتلی سال 1990 در یک خانواده مهاجر و فقیر غنایی در شهر پالرمو به دنیا آمد. تنگ دستی و زندگی مشقت بار والدین، شرایط دشواری را از بدو تولد به او تحمیل کرد. رز و توماس توان نگهداری از فرزند را نداشتند و دست به دامان سرویس های اجتماعی شدند. بعد از مدتی فرانچسکو بالوتلی، مرد ثروتمند ایتالیایی، پیشنهاد بر عهده گرفتن مسئولیت نگهداری از بالو را جهت ارزش فرستاد. آنها با شادمانی و بی درنگ پذیرفتند و کودک سه ساله خویش را به او سپردند.

بی گمان ماجراهای پر سختى ها و آسانى ها سال های آغازین زندگی، آثار مخربی بر روح و روان ماریو نحیف گذاشتند و دگرگونی های بزرگ فرهنگی و تحولات نا به هنگام محیط رشد و پرورش، آینده حرفه ای او را به شدت تحت الشعاع خویش قرار دادند. گذشته ای که تا امروز رهایش نکرد و هر از گاهی به اشکال گوناگون و نامیمون خللی فلج کننده بر سر راه پیشرفت و تعالی او می تراشد.

از اصل مطلب دور نشویم. بالوتلی خیلی سریع هنر نهفته را بروز داد و استعداد شگفت انگیز در فوتبال را به رخ اطرافیان کشید. او کارش را در کلوب لومتزانه شروع کرد. به سرعت به تیم مهم راه یافت و در سری C ایتالیا به میدان رفت. روند رعدآسای ترقی ملموس بود. گویی ابر و باد و مه و خورشید دست در دست هم گره زدند تا دروازه های بخت و اقبال را به روی سوپرماریو بگشایند و شوکت و خوشبختی بی مانندی را جهت او به ارمغان آورند.

روی خوش زندگی

سال 2006 در حالی که تنها 16 سال داشت، به اینترمیلان ایتالیا پرآوازه پیوست. با وجود آن که قد علم کردن در بین سلاطین اسم و رسم دار و رسیدن به ترکیب مهم آبی و مشکی پوشان به غایت سخت بود، بالوتلی ارزش های ناب را به منصه ظهور رساند و در قامت جوانی توانا و آینده دار شهره عالم گشت. نراتزوری سکوی پرتاب پرخیز و منفعتی شد و طعم شیرین نخستین و آخرین قهرمانی در چمپیونزلیگ را به بالوتلی چشاند. سوپرماریو بعد از چهار فصل موفق جهت پیشرفت باشکوه تر و فتح قله های رفیع تر جلای وطن کرد. آیکون سیتیزن به باعث حضور سرمربی سابق و فضای ایتالیایی حاکم بر آن به سایر پیشنهادات می چربید. همین مزیت قابل عنایت محرکی شد تا ماریو از بین گزینه های متنوع، منچسترسیتی را برگزیند.

سقوط تدریجی الماس سیاه , درباره «ماریو بالوتلی»

او با مانچینی سه فصل رویایی را در جزیره تجربه کرد و در 54 بازی 20 گل به ثمر رساند. ولی کارنامه قابل قبول و اعتقاد سرمربی سیتی، جوان سرکش سرزمین چکمه ای را به غل و زنجیر تعهد نکشید. او از تمرینات سخت و پرفشار گریزان بود و چون شخصیت متزلزل و ضعیفی داشت، اهل جنگیدن و استقامت در برابر دشواری ها نبود. لاجرم راه بازگشت به منزل را در پیش گرفتن و در ژانویه 2013 با قراردادی پنج ساله به ارزش 22 میلیون یورو راهی میلان شد.

او زیر نظر آلکری نیز عملکرد مطلوبی داشت و در 50 دیدار 30 گل به ثمر رساند. افسوس که سقف رویاهای یاغی آتروزی کوتاه بود. شهرت و ثروت تمام ابعاد آمال و آرزوهای او را تشکیل می دادند و فوتبال تنها جنبه ابزاری داشت. با کابوس وحشتناک جام جهانی 2014 ورق به بدترین شکل ممکن برگشت. تساهل و تسامح نخستین سیلی دردناک را بر گونه بالوتلی نواختند و با شیبی مخوف، ارج و قرب او را به باد دادند و قصه پر غصه ای را جهت مهاجم متکبر و سطحی نگر تیم ملی ایتالیا رقم زدند.

از عرش یورو 2012 تا فرش جام جهانی 2014

ماریو بالوتلی همراه با تیم ملی ایتالیا دو تورنمنت بزرگ را تجربه کرد. در یورو 2012 با نمایش های ماندگار چشم ها را به توانایی های خود خیره کرد و کارشناسان و فوتبال دوستان حیرت زده را انگشت به دهان گذاشت. او بعد از گلزنی با ضربه سر به آلمان، با یک شوت سرکش تور دروازه مانوئل تویر را به لرزه در آورد. با صورت ای مصمم پیراهنش را در آورد و بالاتنه عضلانی اش را به رخ تماشاگران و دوربین های تلویزیونی کشید.

بازیکن 21 ساله لاجوردی پوشان در آخر مسابقه ها یکی از عالی ترین های جام ملت های اروپا آشنا شد و به عنوان پدیده ای نوظهور در صدر اخبار رسانه های معتبر دنیا قرار داده شد اهالی سرزمین چکمه ای الماس سیاه را با نهایت احترام بر شاه نشین فوتبال ایتالیا نشاندند. در کوی و برزن با آب و تاب از مهارت های متنوع و وسیع سوپرماریو سخن به میان آوردند و او را مهره کلیدی آتروزی در جام جهانی برزیل قلمداد کردند.

دریغا، پیش داوری های خوشبینانه درست از آب در نیامدند. برزیل جهت سربازان آلگری به گردابی هولناک مبدل شد و شکست ناباورانه برابر کاستاریکا و اروگوئه رویاها را نقش بر آب کرد. از بین بردن زودهنگام توفانی ویرانگر به راه انداخت و بالوتلی جوان را در مسلخ ناکامی، بی رحمانه قربانی کرد.

حرف و حدیثی در عملکرد ضعیف و به دور از انتظار ماریو وجود نداشت. او کار مفیدی در جام جهانی انجام نداد. مثل یک پیرمرد در زمین حرکت می کرد و در حملات بسیار ناکارآمد و خنثی بود. منتهای مراتب آماج حملات و انتقادات کشنده زیاد از همه اعضای تیم، به سوی بالوتلی شلیک شدند و شماره 9 مغموم را با سرزنش و ملامت به سوی دروازه های خروجی تیم ملی هدایت کردند. ضعف و کاستی های ریشه دار شخصیتی اجازه هضم وقایع تلخ برزیل را از ماریو احساساتی گرفتند و محرکی شدند تا سقوط به ورطه ندانم کاری شدت ترسناک تری بگیرد.

با وجود آن که بالوتلی در نخستین لیست آنتونیو کونته جایی نداشت، سرمربی ایتالیا جهت دیدار برابر کرواسی و آلبانی به او اعتماد کرد. این اتفاق مسرت بخش می توانست استارت نجات بخشی جهت فروغ مجدد باشد. در کمال تأسف ملی پوش سیه چرده آتزوری قدر و قیمت توانمندی ها را ندانست و به اندازه کافی بلندپرواز و جاه طلب نبود. غلط های مهلک و پشت گوش انداختن اصول و قواعد حرفه ای، آهسته از بازیکن تمام عیار یورو 2012 اوکراین و لهستان، مهره ای از دست رفته و سوخته ساخت.

بالوتلی خیلی سریع هنر نهفته را بروز داد و استعداد شگفت انگیز در فوتبال را به رخ اطرافیان کشید. او کارش را در کلوب لومتزانه شروع کرد. به سرعت به تیم مهم راه یافت

شواهد و قرائن حاکی از آن بود که سوپرماریو با سرمربی سختگیر ایتالیا بر سر نیمکت نشینی احتمالی در یورو 2016 وارد مجادله و بگومگو شد. و از این رو آنتونیو بی سروصدا او را از اردو اخراج کرد. هر چند کونته این ماجرا را تکذیب کرد و گفت ارزیابی ها در مورد شاگردانش را نزد خود نگه می دارد. ولی سرمربی تازه وارد لاجوردی ها مصلحت تیم را بر همه چیز ارجح می شمرد و برایش تبصره و استثنایی وجود نداشت. لاجرم وظیفه با اخراج محترمانه تعیین شد. شکاف عمیقی بین بالو و تیم ملی ایتالیا شکل گرفت و حسرت و داغ جانکاه پوشیدن پیراهن تیم ملی ایتالیا را تا امروز پابرجا و محفوظ نگه داشت.

سراب وهم آلود مرسی سایدی

بالوتلی عوض کردن دوباره تیم و خروج از سری A را پله بعدی ترقی دانست و جهت تکرار موفقیت های تحسین برانگیز منچسترسیتی، روانه جزیره شد. مهاجم دردسرساز میلان با انتقالی 20 میلیون یورویی پای به آنفیلد پرهیاهو گذاشت. حمایت طرفداران چشمگیر بود و او با اعتبار ای مستحکم، فصل تازه ای را زیر نظر برندن راجرز شروع کرد.

هدف سرمربی لک لک ها از خرید الماس سیاه، پر کردن جای خالی لوییس سوارز در خط حمله بود ولی نمایش های پر انتقاد و ضعیف بالوتلی نشان داد که در مورد مقایسه او با سوارز غیرقابل جایگزین، اغراق شد. سبک زندگی ماریو همچنان بر پاشنه حواشی مسئله ساز می چرخید و این کج اندیشی او را به ناکجاآبادی رساند که احدالناسی باور نمی کرد. خیلی سریع درگیر دعواهای نژادپرستانه شد و چند مرتبه در کلوپ های شبانه دیده شد. او هیچ گاه جهت قرمزها بازی های قابل توجهی انجام نداد و با تنها 2 گل زده نمره منفی خجل کننده ای در کارنامه فوتبالی خود ثبت کرد. راجرز در نهایت به گزینش اشتباهش اعتراف کرد و از جمع مرسی سایدی ها کنار گذاشت.

بازگشت غریبانه به میلان

بازگشت به فوتبال پر التهاب جزیره جهت بازیکن جنجالی ایتالیا خوش یمن نبود. بالو قدرت و مهارت تطبیق با فضای متفاوت لک لک ها را نداشت. او نیاز به یک اتمسفر آرام و بی تنش داشت و توقع چنین محیطی در کلوب لیورپول یک زیاده خواهی مضحک بود. بی گمان بازگشت به میلان عقبگردی غیرقابل کتمان محسوب می شد. این مسیر را خطاها و افکار غیر حرفه ای ستاره رو به افول سیتی به او تحمیل کردند و راه را بر روی درخشش زیاد و ارجمندتر مسدود کردند.

منتها الماس از قیمت افتاده باز بر طبل توخالی ایمان به توانایی خویش می کوبید و با خودفریبی، منتقدان را دروغگو خطاب می کرد. کار به جایی رسید که گالیانی ابتدا خبر بازگشت ملی پوش سابق را تکذیب کرد و بعد از کشمکش های زیاد و با اکراه، درهای اردوگاه روسونری را به روی بالوتلی گشود. مدیر که نمی خواست بی گدار به آب بزند، بندهای اخلاقی خاص ای را در قرارداد ماریو گنجاند و از او خواست تا از رفتارهایی که به صورت کلوب لطمه می زند، پرهیز کند.

بازگشت به سن سیرو معجزه نکرد و همان طور که آینده نگری می شد، بازی های بالوتلی چنگی به دل نزدند. مصدومیت بلندمدت و عدم آمادگی بدنی و فنی بعد از آن، مزید بر علت شد تا کما فی السابق خسارت استفاده از بالوتلی بر منفعتش بچربد. بدهید سان مدیران میلان عطای همکاری با یاغی بداخلاق را به لقایش بخشیدند. حاضر به عقد قرارداد دائمی با ماریو نشدند و عذرش را خواستند.

تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف

چرخه باطل تباهی و پایمال کردن وقت های کم نظیر، کرخت و بحرانی شدند. سهل انگاری و نگرش معیوب با بی رحمی تمام، تیشه بر ریشه مرغوبیت بالای تکنیکی و فیزیکی الماس سیاه زدند و ترکش های ویرانگر و پر گزندش، سوپرماریو را مستاصل کردند. بعد از فصل مأیوس کننده، راجرز از مرسی سایدی اخراج شد و یورگن کلوپ سکان هدایت سربازان آنفیلد را بر عهده گرفت. سرمربی تازه بی درنگ نسبت به ادامه همکاری با ماریو به جمع بندی رسید. کلوپ خیلی واضح و براق به بالو گوشزد کرد کهدلیلی ندارد در باشگاهی بماند که شانسی جهت بازی در آن ندارد و با تبعیدش به تمرینات تیم جوانان، تراژدی اسفناکی را جهت مهاجم پر دردسر رقم زد.

سقوط تدریجی الماس سیاه , درباره «ماریو بالوتلی»

بالوتلی بعد از دوران تحقیرآمیز حضور در لیورپول، خواهان بازگشت به ایتالیا شد. گمانه زنی های زیادی در مورد کلوب آینده او به وسیله رسانه ها مخابره شد. منتها در واقعیت خبری از دعوتنامه رسمی نبود و تیم های بزرگ اروپا جهت جذب مهاجم غیرقابل اعتماد و نامتعادل قرمزها اشتیاق عملی و جدی نشان نمی دادند.

سوپرماریو بعد از کش و قوس های فراوان و در بین گزینه های محدود به نیس پیوست. بسیاری از کارشناسان فرانسوی به مدیران کلوب طعنه زدند و خرید پر سروصدای نیس را قماری با کمترین بخت توفیق دانستند. علی رغم تصورات، بالوتلی در نخستین دیدار جهت کلوب جدیدش 2 گل به المپیک مارسی زد و در پیروزی 3-2 نیس نقشی برجسته داشت. شروع عالی مهاجم مشهور ایتالیایی با کمی افت و خیز تا امروز استمرار یافت. او در فصل 2017-2016 در 20 بازی گل به ثمر رساند و در فصل جاری نیز تاکنون با 9 گل زده از مربیان و طرفداران نیس نمره عالی دریافت کرد.

باری، آرامش نسبی حاکم بر لوشامپیونا بسیاری از دست اندازهای کمرشکن سابق را رتق و فتق کرد و با تزریق خودباوری بستر را جهت بازگشت پرصلابت مهیا کرد. از طرفی الماس سیاه در خارج از زمین و زندگی شخصی محتاط تر عمل می کند و در تمرینات سختکوشی بیشتری به خرج می دهد؛ موهبتی که در چگونگی عملکرد بالو کاملا مشهود است.

در دو دهه اخیر تک روی و خودخواهی جایش را به از خود گذشتگی و کار تیمی داد. و جنگندگی و بازی پر شور و تکاپو جایگزین بی تفاوتی و کم تحرکی شد. بالوتلی به اندازه کافی وقت را تباه کرد و موقعیت های عالی را به ویرانی کشاند. با این حال زندگی کماکان در جریان است و او هنوز با خط آخر فاصله دارد. بی شک نیس آخرین مجال جهت بهره برداری از تجربیات گرانقدری خواهد بود که بهایش با تاراج عالی ترین سال های عمر سوپرماریو پرداخت شد.

برای اوج گیری مجدد گریزی غیر از عوض کردن اساسی در نگرش وجود ندارد. ماریو مهاجمی بسیار تکنیکی و باهوش است و از مهارت گلزنی فوق العاده و دیدی وسیع سود می برد. در فوتبال غیرممکن معنا و مفهوم ندارد. آری، او می تواند به همان فوتبالیست شش دانگ و الهام بخشی تبدیل شود که آتروزی بر روی شانه های پر قدرتش پیش می رفت، به شرطها و شروطها!

بالوتلی خیلی سریع هنر نهفته را بروز داد و استعداد شگفت انگیز در فوتبال را به رخ اطرافیان کشید. او کارش را در کلوب لومتزانه شروع کرد. به سرعت به تیم مهم راه یافت

واژه های کلیدی: زندگی | بازگشت | سرمربی | فوتبال | ایتالیا | فوتبالی | ایتالیا | سوپرماریو | فوتبالیست

سقوط تدریجی الماس سیاه , درباره «ماریو بالوتلی»

سقوط تدریجی الماس سیاه , درباره «ماریو بالوتلی»


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs